جزييات حمله قمه بهدستهاي حامي موسوي به خودروي نماينده تهران
نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي كه روز 13 آبان هدف حمله عدهاي با چوب، قمه و چماق قرار گرفت، گفت وقتي من در اين سطح پايين اهميت باشم و چنين هدف حمله قرار بگيرم، آنگاه افراد سياسي عاليرتبه چه ضمانت امنيتي دارند؟

دكتر سيد عليرضا مرندي در گفتوگو با خبرنگار ما با بيان اينكه فردي دانشگاهي است و به نوكري نظام افتخار ميكند، با تشريح حملهاي كه روز چهارشنبه به خودروي وي صورت گرفت، تأكيد كرد: اين افراد با خودروي من چه كار دارند، اگر ايراد سياسي دارند، اين راهش نيست، اين اقدامات توحش است، اين در حالي است كه افراد داراي نمادهاي سبز مدعي مدنيت هستند.
اين نماينده مجلس افزود: مسئولان و سركردگان قوم سبز بايد بگويند از اين نظام و مردم چه ميخواهند، اگر آنها اين حركات طرفداران خود را قبول ندارند، چرا اعلام نميكنند، چرا در سايتهايشان اطلاعيه نميدهند و از اين افراد تبري نميجويند. اگر هم اين حركات را قبول دارند، بايد پرسيد از چه مدنيتي دم ميزنند؟
مرندي با بيان اينكه چنين اقداماتي در كشور بيسابقه است، افزود: سركردگان اين جريان در برابر خدا و نظام مسئول هستند و در برابر امامي كه روزي قبولش داشتند و معلوم نيست امروز هم قبول داشته باشند، مسئولند. ادامه اين وضع نگرانكننده است.
وي هشدار داد: ادامه اين توحش ميتواند كشور را بيثبات جلوه دهد و اين همان خواست دشمنان ماست.
روز 13 آبان پس از آنكه جلسه علني مجلس شوراي اسلامي تعطيل شد تا نمايندگان براي حضور در مراسم يومالله 13 ابان در جمع مردم حاضر شوند، مرندي هم با خودرو قصد داشت خود را به مقابل لانه جاسوسي سابق امريكا در خيابان طالقاني برساند اما به دليل سنگين بودن ترافيك اين نماينده مجلس نتوانست خود را به مراسم برساند براي همين تصميم گرفت به محل كار خود برود.
مطب دكتر مرندي در خيابان ميرزاي شيرازي بين استاد مطهري و پل كريمخان واقع است، راننده خودرو قصد داشت از خيابان سرافراز وارد خيابان مطهري شود كه نزديك تقاطع اين دو خيابان، عدهاي به خودرو حمله ميكنند.
مرندي گفت: به اين خاطر كه متوجه شدم، چند نفري در مسير شناساييام كردهاند، سر به زير داشتم تا حتيالمقدور در ادامه مسير شناسايي نشوم، جايي دوباره كسي نام مرا صدا زد و پس از آن حمله شروع شد. راننده گفت مهاجمان حدود 20 نفر بودند.
به گفته وي اگرچه عدهاي هم بودند كه از مهاجمان ميخواستند دست از اين حمله بردارند اما يا ميترسيدند يا از توانشان خارج بود كه جلوي آنها را بگيرند.
اين نماينده مجلس اظهار داشت: پس از خاتمه حمله، آثار اجسام برنده و سنگين بر روي خودرو مشهود بود. راننده گفت افرادي را مشاهده كرده كه چاقو و قمه به دست داشتهاند و بر اثر اين حملات روي سقف خودرو، حدود 15 نقطه سوراخ شده و كاملاً فرو رفته است. همين اتفاق براي صندوق عقب افتاده و درهاي خودرو هم با اين اجسام آسيب ديده است.
مرندي افزود: افراد مهاجم مرتباً شعارهايي همچون مرگ بر حكومت ديني، راه موسوي ادامه دارد، مرگ بر ديكتاتور و امثال اينها سر ميدادند و به رييسجمهور هم اهانت كردند. آنها همچنين خطاب به بنده ميگفتند مرگ بر ديكتاتور.
وي ادامه داد: در اين جريان، راننده خودرو هم تلاش كرد با اظهار اينكه خودرو شخصي و متعلق به اوست، از ادامه حمله مهاجمان جلوگيري كند اما اين تدبير هم كارگر نيفتاد.
اين نماينده مجلس گفت: پس از مدتي كه از حمله گذشت، تعدادي از موتورسيكلتسواران با لباس نظامي آمدند و دور خودرو را گرفتند و گفتند مسير را باز و ما را اسكورت ميكنند اما اين امر چند ثانيهاي بيشتر طول نكشيد و شايد به خاطر مأموريت مهمتري ما را ترك كردند. پس از آنكه آنها رفتند، دوباره حمله شروع شد و به خاطر شكسته شدن شيشهها هر كسي ميتوانست سر خود را داخل خودرو كند، عدهاي هم بودند كه از اين جريان فيلمبرداري كردند و خودرو را به ديگران نشان ميدادند.
دكتر مرندي با بيان اينكه پس از اين جريانات از رفتن به مطب خود منصرف شدم و راه منزل را در پيش گرفتم، اظهار داشت: در بزرگراه مدرس هم يكي دو خودرو به تعقيب ما پرداختند و با نزديك شدن به خودرو شعارهايي ميدادند اما نهايتاً نزديك به بزرگراه صدر ما را ترك كردند.
وي با اشاره به ميرحسين موسوي و مهدي كروبي تصريح كرد: اين آقايان بايد در درجه اول موضع خود را براي ملت و دنيا مشخص كنند و بگويند آيا ولايت فقيه را قبول دارند و زير پرچم ولايت امر ميآيند تا آشوبها ختم شود يا خير، در صورتي كه چنين موضعي نداشته باشند، آنگاه دولت تكليف نابسامانيها را مشخص خواهد كرد

روز مبادا
وقتي تو نيستي
نه هست هاي ما
چونانكه بايدند
نه بايدها...
مثل هميشه آخر حرفم
و حرف آخرم را
با بغض مي خورم
عمري است
لبخندهاي لاغر خود را
در دل ذخيره مي كنم:
باشد براي روز مبادا!
اما
در صفحه هاي تقويم
روزي به نام روز مبادا نيست
آن روز هر چه باشد
روزي شبيه ديروز
روزي شبيه فردا
روزي درست مثل همين روزهاي ماست
اما كسي چه مي داند؟
شايد
امروز نيز روز مبادا
باشد!
¤
وقتي تو نيستي
نه هست هاي ما
چونانكه بايدند
نه بايدها...
هر روز بي تو
روز مباداست!
مرحوم قيصر امين پور
باز كن پنجره را بوي رضا مي آيد
بوي تسليم و رضا از همه جا مي آيد
باز كن پنجره را بوي كسي مي آيد
كه از انفاس خوشش بوي خدا مي آيد
باز كن پنجره و فوج ملائك را بين
كه به پابوسيش از اوج سما مي آيد
يارب اين بارگه كيست كه از بام و درش
بوي گل، بوي صفا، بوي خدا مي آيد
تربت كيست در اينجا كه ز هر ذره آن
بوي محبوب شه كرب وبلا مي آيد
مشهد كيست در اينجا كه ز هر گوشه آن
عطر پاك گل سرخ شهدا مي آيد
مرقد ضامن آهوست، مگر كز حرمش
بوي معصومه ز قم بر دل ما مي آيد؟
زار و بيمار غم اويم و مي بينم، نك
كه طبيب دلم از دار شفا مي آيد
اي رضا جان، منم آن كفتر وحشي غريب
كه به طوف حرمت با رفقا مي آيد
گر غريبيم و حقيريم، ولي مي شنوم
كه خوشامد ز غريب الغربا مي آيد
ابوالفضل فيروزي(ني نوا)
عليرضا قزوه شاعر خوش ذوق ايراني كه مدتي است در دفتر رايزن فرهنگي ايران در هند بهسر ميبرد، در جديدترين شعر خود به حوادث اخير واكنش نشان داد.
به گزارش رجانيوز، متن كامل شعر به اين شرح است:
جوحی به حج واجب ماه رجب رسید
همراه شیخنا که به درک رطب رسید
می خواست تا شراب طهوری دهد به ما
جوشید آنقدر که به آب عنب رسید
صبحی به منبر آمد و فرمود باک نیست
گر واجبات رفت به ما مستحب رسید
از نو صلا زدند که ما را وجب کنند
از رأیها به شیخ همان یک وجب رسید
مشت و وجب برای همین آفریده شد
بی آنکه انتخاب شود منتخب رسید!
جمعی وضو نکرده دویدند در صفوف
آخر نماز جمعه نخواندند و شب رسید
صفین و نهروان و جمل نوش جانشان
این کوفیان که مِهر علی شان به سب رسید
هر کس که دم زد از ادب مرد، حرف بود
هر کس که فحش داد به فیض ادب رسید
بعد از سه ماه شعبده رنگ و ننگ و زنگ
آیینه شکسته شان از حلب رسید
شکر خدا که عابد و زاهد به هم شدند
این از جلو در آمد و آن از عقب رسید
دنبال کرسی اند بر این سنگ آسیا
دندان کرم خورده شان تا عصب رسید
با غرب و شرق مسخره بازان یکی شدند
نوبت به ریشخند سران عرب رسید
گوساله های سامری از طور آمدند
با سبز اشتری که بر آن بولهب رسید
چیزی نبود حاصل شان
جز مشت ریسمان که به کام حطب رسید
خاموشی ام مبین که در این آتش نفاق
روحم به چشم آمد و جانم به لب رسید
استقبال مردمي از رئيسجمهور در اولين دور از سفرهاي استاني دور سوم از مقابل درب فرودگاه هاشمينژادمشهد آغاز شد.
به گزارش خبرنگار اعزامي خبرگزاري فارس به خراسان رضوي، استقبال مردمي از محمود احمدينژاد رئيسجمهور كشورمان كه در آغاز دور سوم سفرهاي استاني به مشهد سفر كرده است از درب فرودگاه هاشمينژاد مشهد آغاز شد و مردم با ديدن رئيس جمهور به سمت ماشين وي رفته و به وي خوشامد گفتند و احمدينژاد به ابراز احساسات آنها پاسخ داد.
قرار بود كه استقبال رسمي از ميدان 15 خرداد مشهد آغاز شود اما بسياري از مردم با حضور در مقابل درب فرودگاه و ميدان مجاور فرودگاه هاشمينژاد مشهد با در دست داشتن پرچم ايران از رئيس جمهور استقبال كردند.
باتوجه به حضور و استقبال گرمي كه از مقابل فرودگاه مشهد آغاز شد احتمال ميرود سخنراني رئيسجمهور در حرم رضوي با ساعتها تاخير همراه باشد.
مهدي كروبي عصر امروز (جمعه) در حالي كه با شعارهاي "درود بر كروبي" عدهاي از همراهانش به نمايشگاه مطبوعات وارد شده بود، با شعار "مرگ بر منافق" عده ديگري از بازديدكنندگان به بيرون از نمايشگاه هدايت شد.

به گزارش رجانيوز، مهدي كروبي ساعت 15 با جمعي از اطرافيانش وارد نمايشگاه مطبوعات در شبستان مصلي تهران شد و شعارهاي "درود بر كروبي"، "كروبي زنده باد موسوي پاينده باد"، "يا حسين ميرحسين" از سوي برخي هوادارانش همراهي شد.
با اين حال، وي هنوز يكسوم از مسير نمايشگاه را بيشتر طي نكرده بود كه با رسيدن به بخش روزنامهها و خبرگزاريها، با شعار "مرگ بر منافق" عده زياد ديگري از بازديدكنندگان نمايشگاه مواجه شد.
اين جمعيت با سردادن شعارهاي ديگري مانند "منافق برو بيرون"، "حروم خور برو بيرون" و "مرگ بر دروغگو" موجب تغيير مسير كروبي شدند و وي را تا بيرون از نمايشگاه با همين شعارها همراهي كردند، به طوري كه كروبي بيش از 15 دقيقه نتوانست در نمايشگاه بماند.



تعدادي از افرادي كه در حمايت از كروبي شعار ميدادند به برخي غرفهها صدمه زدند.
در بيرون از محوطه نمايشگاه محافظان كروبي اقدام به تيراندازي هوايي كردند و از شوكر براي پراكنده كردن مخالفان وي استفاده كردند.
پس از اخراج كروبي از نمايشگاه، تعدادي از افراد با حركت به سمت طبقه فوقاني نمايشگاه شعارهايي سردادند اما پس از آنكه به سمت طبقه پايين حركت كردند، تعدادي از بازديدكنندگان با سردادن شعارهاي "مرگ بر منافق"، بسيجي واقعي نورعلي شوشتري"، "مرگ بر ضد ولايت فقيه" ادامه پروژه اغتشاش در نمايشگاه را ناكام گذاشتند.
این همه آتش خدایا شعله اش از گور کیست؟
شهوت این بی نمازان، نشئه ی انگور کیست؟
پرده دانان طریقت در صبوری سوختند
این صدای ناموافق زخمه ی تنبور کیست؟
شیخ بازیگوش ما از بس مرید خویش بود
عطسه ای فرمود و گفت این جمله ی مشهور کیست!
پنج استاد حقیقت حرف شان با ما یکی ست
راستی در پشت این دستورها دستور کیست؟
آب نوشان ادّعای خضر بودن می کنند
رنگ پیراهان اینان وصله ی ناجور کیست؟
دست این پاسور بازان هر که دل را داد باخت
دوستان چشم شما در انتظار سور کیست؟
دین و دل دادند یارانم در این شرب الیهود
شیخ ما در باده گم شد ، مست ما مستور کیست؟
این که خضرش خوانده اید، اسکندر مقدونی است
این که دریایش لقب دادید چشم شور کیست؟
این که بر آن گوش خود بستید، صور محشر است
این که شیطان می دمد دائم در آن شیپور کیست؟
آن که می زد روز و شب پیوسته لاف اختیار
این زمان ترس از که دارد؟ این زمان مجبور کیست؟
بعد طوفان جز کفی در کیسه ی امواج نیست
شاه ماهی های این دریا ببین در تور کیست!
تمام تیمچه ها پر شد از نقاب فروش
زمانه ای ست که حلاج شد طناب فروش
شهیدتر ز شهیدان بی کفن ، شاعر
غریب تر ز نویسنده ها، کتاب فروش
الا شما که به ییلاق خورد و خواب شدید
هماره اجر شما باد با کباب فروش
حراج عشق ببین در دکان سمساران
قمار عقل نگر در سرای قاب فروش
خروس ها همه چون مرغ کرچ خوابیدند
حکیمکان زمان اند قرص خواب فروش
نمانده حجب و حیایی، همین مان کم بود
همین که فاحشه ی شهر شد حجاب فروش
مده زمام دل خود به دست پیر هوی
مرو به کوی هوس پیشه ی خراب فروش
پی کدام عقوبت گناهکار شدیم
سیاه نامه تر از واعظ ثواب فروش
دریغ نغمه ی آرامشی به ما نرسید
که مطربان همه تلخ اند و اضطراب فروش
من از قبیله ی عباس های تشنه لبم
تو از تبار همین گزمگان آب فروش
بگو بلند شود موج غیرت دریا
چنان که باز شود مشت هر حباب فروش
زمانه ای ست که گل پوست می کنند اینجا
خوشا به ذوق تماشاگر گلاب فروش
سلام بر همه الا به۱ قلب مغلوبان
سلام بر همه الا به انقلاب فروش
شما که خون دل خلق را پیاله شدید
شرور شهر شمایید یا شراب فروش؟
یک نفر می میرد و به جهان آخرت می رود.. در آنجا مقابل دروازه های بهشت می ایستد سپس دیوار بزرگی می بیند که ساعت های مختلفی روی آن قرار گرفته بود. از یکی از فرشتگان می پرسد “این ساعت ها برای چه اینجا قرار گرفته اند؟” فرشته پاسخ می دهد :”این ساعت ها ساعت های دروغ سنج هستند و هر کس روی زمین یک ساعت دروغ سنج دارد و هر بار آن فرد یک دروغ بگو ید عقربه ی ساعت یک درجه جلوتر میرود” مرد گفت :”چه جالب آن ساعت کیه؟!” فرشته پاسخ داد :”مادر ترزا او حتی یک دروغ هم نگفته بنابراین ساعتش اصلاٌ حرکت نکرده است وای باور کردنی نیست . خوب آن ساعت کیه؟” فرشته پاسخ داد :”ساعت آبراهام لینکلن(رئیس جمهور سابق آمر یکا) عقربه اش دوبار تکان خورد! خیلی جالبه راستی ساعت موسوی کجاست ؟ فرشته پاسخ داد : آن در اتاق کار سرپرست فرشتگان است و از آن به عنوان پنکه سقفی استفاده می کنند
و این آستین خالی که در باد به اهتزاز در می آید، نشانه ی وفاداری توست در عهدی که با اباالفضل العباس بستهای. چیست آن عهد؟ «مبادا امام تنها بماند»...
![]()
خلاصه ی همه ی آنچه در روز قدس گذشت...
![]()
آيتالله مصباح يزدي در واکنش به حوادث پس از انتخابات
بعد از شكست و رسوايي وحدت را مطرح ميكنند
رئيس موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) گفت: براساس اسلام و اعتقادات شيعه، محور وحدت، ولايت فقيه است.

به گزارش
وي ادامه داد: به عنوان مثال شعار «اصلاح» و «اصلاحات» كه شعار انبياء الهي نيز بوده است يكي از همين شعارهاي مبهم است كه در طول تاريخ و از صدر اسلام تاكنون از سوي كساني مطرح شده كه راهي متفاوت با انبياء داشتهاند و بايد از آن ابهامزدايي شود.
علامه مصباح يزدي «وحدت» را يكي ديگر از اين ارزشها دانست و با خاطرنشان ساختن اينكه وحدت و اتحاد امر قابل قبول همگان است، افزود: هر عاقلي ميداند كه تفرقه و اختلاف موجب هدر رفتن نيروها و فشل شدن جامعه ميشود. اما حقيقت چگونگي حصول اتحاد و محور وحدت از جمله مسائلي است كه بايد از آن ابهامزدايي شود.
رئيس موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) با اشاره به اينكه در غالب كشورهاي دنيا دو يا چند حزب رقيب در جامعه وجود دارند گفت: روش معمول در كشورهاي جهان اين است كه حزبي كه در انتخابات بازنده ميشود هر چند به صورت ظاهري به حزب رقيب تبريك گفته و با تلاش براي رفع نقايص خود را براي انتخابات آينده آماده مي كند.
استاد برجسته حوزه علميه قم خاطرنشان كرد: اگر در كشوري برخلاف اين روش، حزب شكست خورده نه تنها تبريك نگفت، بلكه دست به اغتشاش و كارهاي غيرمعقول زد و بعد از رسوايي در جامعه شعار وحدت سر داد، اين حركت سوء استفاده از وحدت است، چرا كه در زمان قدرت هرگز وحدت را مطرح نميكنند و سعي در تحميل قدرت خود دارند، اما بعد از شكست و رسوايي وحدت را مطرح ميكنند.
آيتالله مصباح يزدي با اشاره به اهميت و تاكيدات قرآن و روايات بر وحدت، به ذكر نمونههايي از سوء استفاده از عنوان وحدت در طول تاريخ پرداخت و گفت: هرگونه وحدت با هر كسي مطلوب نيست، بلكه زماني وحدت ارزش دارد كه براساس حق، باعث پيشرفت حق و در جهت رسيدن به هدف مقدسي باشد.
عضو مجلس خبرگان ضمن اشاره به ايستادگي انبياء براي ترويج عقيده حق و مخالفت با جمعيت كثير مشركان، ادامه داد: اگر منظور از وحدت، وحدت در فكر و عقيده باشد. نبايد براي دستيابي به وحدت از اعتقادات حق دست برداشت، چرا كه مطلوبيت وحدت به حق بودن محور آن است و حق نبايد فداي وحدت شود.
علامه مصباح يزدي وحدت در عمل براساس اصول و عقايد مشترك را شكل ديگري از وحدت عنوان نموده و وحدت شيعه و سني را از اين نوع ذكر كرده و افزود: در اين نوع وحدت بايد با تكيه بر اشتراكات حق كه مقبول دو طرف است، در مقابل دشمن مشترك ايستاد و در راستاي تقويت اين اشتراكات كوشيد و از بيشتر شدن اختلافات در عقيده نيز جلوگيري كرد هر چند نبايد از عقيده حق دست برداشت.
منابع سوری گزارش کردند که ملک عبدالله و مقامات عربستان در جریان سفر اخیر خود به سوریه، از دیدن عکس سید حسن نصرالله و محمود احمدینژاد بر روی میز کار بشار اسد ابراز تعجب و شگفتی کردهاند.
به گزارش شبکه ایران، مقامات سوری حاضر در نشست مقامات عربستان و سوریه در گفتوگو با مقامات ایرانی اعلام کردهاند که در جریان سفر ملکعبدالله پادشاه عربستان به سوریه که منابع خبری عربستان آنرا سفری تاریخی توصیف کردند، مواضع ایران در منطقه، موضعگیریهای متقابل ایران و کشورهای منطقه در قبال امنیت و مسائل مهم خاورمیانه و جغرافیای سیاسی اسلام مطرح و درباره آن تبادل نظر شد.
در این دیدار، بشار اسد با رد برخی پیشداوریهای مقامات سعودی در خصوص ایران و به ویژه دولت احمدینژاد گفت: ایران تنها کشوری است که صادقانه پشت سر امت اسلامی و عربی قرار گرفته و رهبری آن با هوشیاری زیاد، مسائل تفرقهانگیز میان مسلمین را شناسایی و برای حل آن چارهاندیشی میکند.
به گفته مقامات سوری حاضر در این نشست، ملک عبدالله پس از این سخنان بشار اسد در خصوص ایران سکوت کرده و بدون هیچ صحبتی سر خود را به علامت تایید تکان داده است.
بنابر این گزارش، ملک عبدالله و مقامات عربستان در جریان سفر اخیر خود به سوریه، از دیدن عکس سید حسن نصرالله و محمود احمدینژاد بر روی میز کار بشار اسد ابراز تعجب و شگفتی کردند.
مرتضي اميري اسفندقه شاعر کشورمان که سال 76 شعري به خاتمي رئيس جمهوروقت تقديم کرده بود با اتفاقات بعد از انتخابات خرداد 88 با سرودن قطعه اي، شعرخود را پس گرفت.
به گزارش ايرنا ، اميري اسفندقه در مقدمه اين قطعه آورده است:
جواب غزلي که خرداد 76 براي خاتمي سروده بودم ، گفت:
تا بدانستمي زدشمن دوست
زندگاني دوبار بايستي
اين قطعه "شعر قطعه واره 7 " اين شاعر است که اينگونه آغاز مي شود:
خاتمي را به فصاحت غزلي گفتم ناب
که نشانش همه جا و به همه کس بدهد
قيدکردم :نه توشاهي و نه ما شاعر مدح
تا مبادا صله ام جامه اطلس بدهد
کرده بودم به غزل يک دو کَرَت بيدارش
نکند تکيه به او هرکس و ناکس بدهد
**
ديده بانِ شرف و شوکت ايران باشد
خبراز فتنه ي اين سقفِ مُقرنس بدهد
دشمنان را به حوادث ،چه صعود و چه نزول
نه مقدس بدهد فيض و نه اقدس بدهد
نقش ايمان و وطن در نظرش باشد پاک
سرو جان برسرِ اين نقش مقدس بدهد
**
نه که بيگانه شو با وطن و حرمت دين
تاي تقوا بگذارد به زنان دس بدهد
دست دادن به غزالان نه گناهي ست بزرگ
دست ترسم بدهد پا و به کرکس بدهد
نوجوانان وطن را به خيابان بکشد
هديشان مخمصه در مخمصه محبس بدهد
**
طبع من از غزل گفته پشيمان شده است
برسانيد به او: شعر مرا پس بدهد
يكم- معمر قذافي رهبر بدون گارانتي ليبي در مجمع امم متحده چنان خطابه اي كرد كه اگر نبود شيرين عقلي او، تا حالا بعد از نصرالله و احمدي نجاد سومين درجه محبوبيت را در ميان اعراب حايز مي شد؛ ليكن بسكه مشت كوبيد بر اين ميز خطابه عنقريب بود دو نيم شود. مشاراليه شاكله شوراي امنيت را تروريستي شمرده، ابن لادن را نه عراقي و افغاني كه سعودي خوانده؛ به سر تا پاي سازمان امم متحده رطوبت عنايت نمود و كتاب قانون آن را به جانب بانكيمون پرتاب كرد تا بي قيمتي و فقدان ضمانت آن را فرياد كرده باشد؛ ليكن از آنطرف اعدام همتاي معدوم عراقي اش را محكوم و از طالبان حمايت نمود؛ به همين جهت است كه عرض شد شخصيت بيقاعده اي دارد. ياد آنجا افتادم كه در اجلاس سران اعراب باديه، ضمن يك توهم عليحده، خود را سلطان سلاطين عرب خوانده؛ يحتمل بعد از آن اجلاس هم با سران حزب سبز لجني ايران ملاقات نموده؛ ويروس خانمان برانداز توهم را طي يك ماچ عربي به اينان منتقل كرده باشد؛ شفاهم الله جميعاً.
دويم- خطبه احمدي نجاد در مجمع امم متحده، نتانياهوي صهيوني را واداشت تا براي هولوكاصت مدرك دست و پا كند و جداول و لوحاتي را بالاي سر ببرد كه به خداي صهيون قسم، هولوكاصت واقع شده است؛ ليكن بالمآل جواب اين سؤال را نداد كه اگر- فرضاً- هولوكاصتي هم بوده چرا دفع تاوان آن را به عهده فلسطين يك لاقبا گذارده ايد؟ اينهمه زمين حاصلخيز با باران فراوان در يوروپا و آمريكاي شمالي هست يهود را بدانجا كوچ مي داديد.
سيم- برچيدن سپر عقب و جلوي موشكي در يوروپا از جانب ايالات سابقاً متحده گرچه يمكن براي تأليف قلوب روس ها عليه ايران و توقيف فروش اس سيصد و بوشهر و ساير حمايت ها باشد ليكن در صوره قضيه اين چندمين بار است كه ننگ ميراث پلاسيده بوش را با رنگ دموغراتيك مي پوشانند. تعطيل غوانتانامو و دستور خروج از عراق، سابقاً واقع شده بود و بعد از اين هم يحتمل تا تحويل رجوي ها و اسلام آوردن هيلاري خاتون پيش برود.
چهارم- دگرديسي تئوريسين اصلاحات ايراني و بيان آن در تلفزيون، نه فقط جايي براي بچه بازي اقليت مزاحم جرزن باقي نمي گذارد بلكه لازم مي كند ساير سران، قبل از توقيف قطعي، مدتي را در ارتفاعات دماوند يا طالقان با خود خلوت كرده ضمن استغفار بدرگاه الهي به رفتار طفولي در عين شيوخي خود بازنگريسته، نادم شده، ياد فشار قبري كنند كه سخت جانكاه است بلكه خدا ببخشد، كيهان كه نمي بخشد.
پنجم- يك طفل فراري و چند جوان تازه مرحوم در محله مسكوني اين ميرزا موجود بوده، جان مي دهند براي صناريوسازي.مشاراليهم واجد كليه شرايط فيلمنامه هاي آقايان بوده آماده معرفي اند ليكن روشن است كه خرج دارد. فقط از هر محلي كه مي خواهيد بدهيد از محل وجوهات شرعيه نباشد لطفاً. اگر از پول هاي شهرام جزيره العرب چيزي مانده، هم طعم ملسي دارد هم راحت الحلقوم تر است.
ششم- وزارتخانه هايي كه فعلاً بلاصاحب و بلاوزير مانده اند صلاح نيست به همين منوال بمانند. تا اسپنديارخان مشاءالدوله در عالم وجود است و يكي دو اشتغال بيشتر ندارد جايز نيست اين وزارتخانه ها باري به هر جهه اداره شوند و از طرفي ظرفيت هاي مكتوم آقا بلااستفاده بماند. پتانسيل ايشان بحمدالله خيلي بيش از اينهاست؛ آن دستورالعملي هم كه از قول خواجه نظام الملك نقل شد كه «مردي و كاري»؛ روشن است كه مربوط دارد به قرن پنجم هجري و فعلاً كه قرن 41 بلكه 51 هست منسوخ شده و از آنجا كه خلاف مرامنامه ماست لازم است به ديوار كوبيده شود.
هفتم- در تكذيبيه احدي از اكابر رفرميست هاي مملكت آمده است كه ايشان ملاقات مكرر با آقاي صوروص لطيف و مخملين را رد مي كنند. به شيوه منطق دانان، مفهوم مخالف اين جمله آن است كه يكي دو سه ملاقات، صورت گرفته و مبرهن است كه بر يكي دو سه بار، وصف «مكرر» صدق نمي كند. لذا ايشان كه نخواسته روزه اش افطار شود طفلك راست گفته؛ عيب از كم سوادي امثال اين ميرزاست كه منطق و فلسفه را خوب نخوانده، در مكتبخانه اكابر «مكرر» فلك مي شده ايم. در لحظات پسيني كه مي خواستيم اين راپورت را بطهران فكص نماييم خبر آمد جناب صوروص هم ملاقات را تكذيب كرده. والله من هم مشكوك شده ام كه در اين صوره ، آن سخناني كه از جناب ايشان در خيابان پنجم نيويورك و در كاروانسراي «ترامپ» صادر شد چه بوده و پشت حجاب اين تأييدها و تكذيب ها چه مي گذرد. عجالتاً قاعده استصحاب جاري ساخته، يقين سابق را به شك لاحق نمي آلاييم. العهده علي الراوي.
هشتم- شيرين به اصطلاح عبادي از ائمه كفر هم سبقت گرفته پريروز در مباحثه با جريده طايمز از نحوه مقابله بريطانيا و مغرب با ايران گلايه كرده كه چرا سفارتخانه ها را نمي بنديد، تحريم را غليظ و پول ملت ايران را توقيف نمي كنيد. مصرع: «هان اي شرم! سرخي ات پيدا نيست.» عجوزه مذكوره عنان خود و كلام خود را تا بدانجا رها كرده كه صداي كفار هم درآمده كه چه خبر است؟ ما هنوز به اينجايي كه تو رسيده اي نرسيده ايم. وي در خاتمه اميدوار بوده كه به ايران رجعت بنمايد. به نظر مي رسد محبس كهريزك با كليه خواص و عوارض آن- تأكيد مي كنم با انواع مضيقه ها- براي رجعت ايشان مكان مناسبي باشد.
ميرزاقلي خان راپورتچي