تبليغاتX

""به دنبال روشنایی حقیقت ""

 

در کنج دلم عشق امام است نهان.

 مردید اگر قلب مرا پاره کنید

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت   توسط قطره  | 

تجمع تعدادی از سبزها در اعتراض به توهین صداوسیما! به امام خمینی در دانشگاه تهران 

تا حدود یکسال پیش، در سلف دانشکده، در گفتگوهای قبل از آمدن استادها به کلاس، در گپ و گفت های وقت استراحت بین کلاسها،‌ در پایان کلاسها و هنگام خروج از دانشگاه، گاهی وقتها در صحبتهایمان (ما دانشجوها) گریزی هم به سیاست می خورد. خوب به یاد دارم اگر صحبتی از امام خمینی می شد، امثال شما، در مورد او چگونه سخن می گفتید. سال گذشته در همین ایام، در زمان استراحت بین دو کلاس با یکی از شما در مورد تاریخ انقلاب بحث می کردم که از کوره در رفت و بحث را با فحش مستهجنی به امام خمینی پایان برد. حالا این روزها، همو با اعتماد به نفسی مثالی، دم از امام خمینی می زند، تا فرزند او خامنه ای، مثله شود.
می دانم چقدر برایتان سخت است که این روزها مجبورید پس از سالها زندگی همراه با بغض امام، عکس او را در دست بگیرید و عزادار توهین به او باشید. شمایی که هیچ وقت حاضر نبودید، پیشوند «امام» را همراه نام خمینی کنید. شمایی که از رقاص بازیِ معدودی مسافر در جاده های شمال، در تعطیلی سالگرد رحلت امام، با ذوق و شوق یاد می کردید. شمایی که میدان «امام خمینی»، همیشه برایتان میدان «توپخانه» بود. شمایی که دانشجوی حزب اللهی از ترس تمسخرتان، می ترسید عکس امام خمینی را داخل کلاسورش نصب کند. شمایی که برایتان عجیب و مسخره بود که مردم پس از شنیدن نام خمینی، صلوات می فرستند. شمایی که خودتان و پدرانتان در خانه هایتان، هر وقت تلویزیون خمینی را نشان می دهد، با فحشی زیر لب، کانال تلویزیون را عوض می کنید. شمایی که جمله «اقتصاد مال خر است» خمینی را بدون در نظر گرفتن زمینه ای که این جمله در آن بیان شده است، بارها توی سر بچه حزب اللهی ها می کوبیدید. شمایی که ادای لهجه خمینی را در آوردن، سوژه خنده هایتان بود. شمایی که ابلهانه، سخنرانی ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ امام خميني در بهشت زهرا را به عنوان سند فریبکاری او به رخ ما می کشیدید. شمایی که پس از گذشت بیست سال از رحلت خمینی، یکبار پا به مرقد او نگذاشته اید و اصلا نمی دانید که فضای حرم او چه شکلی است. شمایی که ...
می دانم، می دانم. تو را می فهمم. دوست من! خیلی سخت است که یک عمر با کینه خمینی زندگی کرده باشی و حالا مجبور باشی عکس او را بالا ببری! می دانم در دلت از خودت شرمساری که مجبوری چنین نقش سختی را بازی کنی و وقتی عکس خمینی را بالا گرفته ای، خاطره هایت از رابطه معنوی سابقت با او آزارت می دهد. و اگر بیشتر آزار نمی بینی به تو می گویم، بخواهی یا نخواهی، این نشانه قدرت و فراگیری گفتمان ماست که بعد از سالها، تازه به جایی رسیده ای که مجبوری عکس خمینی را در دست بگیری.

به نقل از وبلاگ http://sobh.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت   توسط قطره  | 

چي شد ! (گفت و شنود)

گفت: بعد از دستگيري يكي از عوامل آشوب كه قصد داشت با چادر و روسري و كيف زنانه فرار كند، تعدادي ديگر از هواداران موسوي براي نشان دادن حمايت خود از او، لباس زنانه پوشيدند.
گفتم: اين هنر جمهوري اسلامي است كه مخالفانش را وادار مي كند به خواسته هاي نظام تن بدهند.
گفت: يعني چي؟!
گفتم: اول آنها را كه اهل شعارهاي اسلامي و انقلابي نبودند وادار كرد روي پشت بام ها شعار الله اكبر بدهند و بعد همين عده را كه اهل نماز نبودند به نمازجمعه كشاند و حالا هم كه حجاب آنها را اسلامي و كامل كرده است!
گفت: ولي اين عده كه زن نيستند! مردان هم كه نبايد لباس زنانه بپوشند و چادر و مقنعه بر سر كنند!
گفتم: وقتي جمهوري اسلامي مردان سبز اموي را باحجاب كرده است، حسابش را بكن كه براي زنان اين جماعت چه حجاب درست و درماني دست و پا كرده است!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت   توسط قطره  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت   توسط قطره  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت   توسط قطره  | 

آجر و پيچ گوشتي فايده ندارد، اسلحه برداريد! (خبر ويژه)

هفته نامه آمريكايي اكونوميست راهكار اقدام مسلحانه عليه نظام جمهوري اسلامي را به آشوبگران جنبش سبز ارائه كرد و به پياده نظام خود دستور داد به جاي پاره آجر و پيچ گوشتي با اسلحه گرم به اغتشاش و آشوب بپردازند!
اين هفته نامه در گزارشي سياه بدون ذكر نام نويسنده و به بهانه تحليل اوضاع داخلي ايران، نوشت: «در حالي كه در آغاز اعتراضات، اكثر تظاهركنندگان به عدم خشونت اعتقاد داشتند، با گذشت زمان و عملكرد ماموران حكومتي، ديدگاه ها به سوي اجتناب ناپذير بودن كاربرد خشونت تغيير مي يابد و اگرچه در حال حاضر، دامنه خشونت ورزي معترضان به حمل پاره سنگ و آجر و پيچ گوشتي محدود است اما با ادامه شرايط كنوني، ورود اسلحه گرم به صحنه مبارزات تعجب آور نخواهد بود.»
اين هفته نامه با اذعان به سردرگمي آشوبگران از قول شيرين عبادي نوشت آمريكا و اروپا بايد فشار خود به جمهوري اسلامي را بيشتر كنند. شيرين عبادي در اظهارنظري مضحك مدعي شده است اين فشارها موجب تقابل مردم و نظام خواهد شد.
به نظر مي رسد جريان اغتشاشگر موسوم به جنبش سبز در حال قدم گذاشتن در مسيري است كه گروهك منافقين در ابتداي دهه 60 آن را پيمود و پيامدي جز هلاكت و فرار تفاله هاي باقيمانده برايشان نداشت
.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت   توسط قطره  | 

چقدر شوره كه شاگرد آشپز هم فهميده! (خبر ويژه)

سردبيرچند روزنامه زنجيره اي توقيف شده گفت: قرار گرفتن موسوي در رأس جريان سبز، از نقاط آسيب پذيري آن است زيرا او نمي داند سمت و سوي نهايي آن به كجا ختم مي شود و هيچ برنامه خاصي براي خروج از بحران ندارد.
ماشاءالله شمس الواعظين در گفت وگو با شبكه آمريكايي-افغاني آريا گفت: بيش از 5 ماه از عمر جريان سبز مي گذرد و موسوي بايد با كوله باري از مطالبات هواداران بستر مناسبي براي چانه زني با حكومت را فراهم مي كرد، اما با عملكرد خود عملاً امكان مصالحه با نظام را مسدود كرده است.
وي همچنين اظهار داشت؛ مطالبات موسوي كور است. او كارت هاي بازي خود را از شعارهاي مخالفان به دست مي آورد. اما فاقد تئوري و برنامه منسجم است.
شمس الواعظين ادامه داد: جريان سبز نقاط آسيب پذير فراواني دارد، از جمله اينكه ادبيات و گفتارهاي موسوي پايين تر از ظرفيت هاي اين جريان است، به همين دليل رهبران اپوزيسيون (اقليت) و نخبگان خارج از كشور تمايل دارند تا رهبري اين جريان را از دست موسوي خارج كرده و خود آن را به دست بگيرند. وجود چنين شكافي ميان داخل و خارج از نقاط آسيب پذير اين جريان است، زيرا نمي توان همزمان جرياني را با دو رهبري متفاوت در داخل و خارج كشور اداره كرد.
گفتني است شمس الواعظين، محسن كديور و عبدالكريم سروش از جمله افرادي هستند كه براي به چالش كشيدن نظام اسلامي و شبهه افكني در آموزه هاي انقلابي از يك سازمان آمريكايي كمك مالي فراواني دريافت كرده بودند كه همان هنگام اسناد آن در كيهان به چاپ رسيد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت   توسط قطره  | 

فينال (گفت و شنود)

گفت: يك عضو سابق گروهك ماركسيستي فدائيان خلق به اين گروه اعتراض كرده كه چرا فريب آمريكا را خورده و در آشوب هاي ايران با سلطنت طلب ها و منافقين و سرمايه دارها در يك ائتلاف مشترك قرار گرفته بوديد؟
گفتم: ظاهراً، اين عضو سابق فدائيان خلق نمي داند كه گروه مزبور هم مثل بقيه گروه هاي شركت كننده در ائتلاف اخير عليه جمهوري اسلامي ايران، زير نظر مستقيم آمريكا اداره مي شود.
گفت: همين عضو سابق فدائيان خلق خطاب به سركردگان گروه نوشته است، حالا كه ديديد جمهوري اسلامي چه قدرتي دارد و چگونه همه شما را قلع و قمع كرد چرا از ائتلاف با سلطنت طلب ها و سرمايه دارها و منافقين و... دست نمي كشيد؟!
گفتم: حيوونكي خيلي از مرحله پرته!... شخصي به پزشك مراجعه كرد و گفت؛ هر شب خواب مي بينم كه با تعدادي الاغ مسابقه فوتبال مي دهم. پزشك چند تا قرص تجويز كرد و گفت از امشب قبل از خواب اين قرص ها را بخور و يارو پرسيد؛ آقاي دكتر! اجازه مي دهيد از فردا شب بخورم؟ دكتر با تعجب پرسيد؛ چرا؟! و يارو گفت؛ آخه امشب مسابقه فيناله!

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت   توسط قطره  | 

وقتي نهضت آزادي در عقل سران آشوب شك مي كند! (خبر ويژه)

سردمداران ضدانقلابيگري و افراطي گري پس از 5 ماه تحركات كور به تازگي به نتيجه جالبي رسيده اند و آن اينكه تندروي را جمهوري اسلامي تحريك مي كند و افراد خود را داخل تجمعات آنها مي فرستد تا به فضاي تندروي و واكنش احساسي دامن بزنند!
به دنبال صدور بيانيه اي با همين مضمون از سوي گروهك نهضت آزادي، راديو فردا به سراغ مصاحبه با امير خرم از اعضاي گروهك مذكور رفت تا وي اين ادعا را توجيه كند. خرم درباره «مواردي از افراد تحريك كننده» گفت: ما به مورد خاص برنخورده ايم اما اينكه حكومت براي كشاندن مبارزات به داخل يك رينگ پرخشونت، دست به چنين شيوه هايي بزند خيلي بديهي است ]!؟[ طبيعي است كه ما چنين پيش فرضي داشته باشيم كه حكومت كساني را به درون جمعيت بفرستد تا شعارهاي تند بدهند و احساسات را تحريك كنند. ما مصداق نداريم اما احتمال بروز چنين رفتارهايي از سوي حاكميت بديهي است.
وي درباره اينكه آيا در طول 3 دهه گذشته مواردي از اين دست بوده، اظهار داشت: اينكه مصداقي داشته باشيم كه بتوانيم در اين زمينه از فردي نام ببريم، خير اما از نتايج و برآيند كلي مي شود به اين جمع بندي رسيد كه بله، در طول سه دهه گذشته مواردي بوده كه در تجمعات آرام، كساني شعارهاي تند داده اند، تحريك كرده اند و همين بهانه سركوب شده است.
اين عضو گروهك نهضت آزادي روشن نكرد كه گروهك متبوع وي مصداقاً كدام شعارهاي ضدانقلابي را تند و راديكال مي داند. علت هم روشن است. براي مثال اين گروهك از خط زدن شعار مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسرائيل يا سر دادن شعارهايي عليه حضرت امام و ولايت فقيه- كه دقيقاً خواسته آمريكايي هاست- استقبال مي كند و حاضر نيست عليه اين شعارها موضع بگيرد.
نكته ديگري كه گروهك نهضت آزادي بايد توضيح دهد اين است كه چرا پس از 5 ماه ضدانقلابي گري كور، تازه نگران شده و به يادش افتاده كه اين شعارها تند و راديكال است و نبايد سر داده شود. آيا غير از اين است كه علت اصلي را بايد در بي اعتنايي و بدگماني قاطبه ملت و نمايان شدن پايگاه واقعي گروهك ها جست وجو كرد؟
مسئله سوم اين است كه نهضت آزادي براي فرار از مسئوليت، چند ده يا حداكثر چند صد نفر مهره ميداني خود را متهم به بلاهت، ساده لوحي و تحريك پذير كرده در حالي كه پيش از اين از شعور در جنبش و رهبري خودكار و خودجوش آشوبگران حرف مي زد و ادعا مي كرد موسوي و كروبي، رهبراني قراردادي و اخلاقي بيشتر نيستند. يعني مي شود نيروهاي ميداني هم رهبران جنبش كذايي باشند و هم ساده لوح معرفي شوند؟!
نكته چهارم اينكه هيچ ترديد در تأثيرپذيري گسترده گروهك منافقين (سازمان مجاهدين خلق، فرزندان معنوي مهندس بازرگان) از نهضت آزادي نيست و اين گروهك متأثر از انحرافات نهضت آزادي با تحريك آنها عليه انقلاب و خيال باطل از قدرت خود وارد فاز ترور و خشونت و جنايت عليه نظام شد كه مصداق روشني از ردپاي نهضت آزادي در خشونت طلبي و محاربه است. نشان به آن نشان كه آنها همين امروز هم حاضر نيستند صراحتاً جنايات منافقين را محكوم كنند و صرفاً مي گويند آن تحركات، «مصلحت» نبود!

بالاخره شايعه بود يا مترو واقعاً ريزش كرده؟! (خبر ويژه)

محسن هاشمي مديرعامل متروي تهران به خبر ويژه كيهان واكنش نشان داد. در خبر ويژه «باز هم مترو ريزش كرده؟» كه پنج شنبه هفته گذشته در روزنامه چاپ شد، ضمن درج اظهارات محسن هاشمي درباره كم بودن بودجه مترو، بخشي از مصاحبه وي در سال 78 با روزنامه صبح امروز (متعلق به سعيد حجاريان) درج شده بود مبني بر اين كه «شايعه ريزش مترو را خودمان دامن زديم تا پول بگيريم... گاهي براي جذب مسئولان به سوي پروژه ها و گرفتن اعتبارات احتياج به مقداري جوسازي داريم».
در پاسخ مهدي هاشمي به خبر مذكور، ضمن اشاره به اين كه موضوع هدفمند كردن يارانه ها بر حمل و نقل عمومي تاثير مي گذارد، آمده است: بديهي است به هر مقدار كه امكانات بهره برداري از وسائط نقليه عمومي از جمله حمل و نقل انبوه كه مصداق روشن و مشخص آن مترو است بيشتر شود، فشار اجراي طرح فوق بر اقشار ضعيف جامعه كاهش يافته و به تعميم عدالت اجتماعي نزديك تر خواهد بود. البته مشخص نيست چرا واقعيتي تا بدين حد بديهي، عموما مورد غفلت واقع مي شود. در مورد اعتبارات مترو لازم به تذكر است كه دولت هاي گذشته از منابع مختلف از جمله اعتبارات بانكي و فاينانس بين المللي و نفت كوره و در نهايت به صورت بودجه هاي نقدي ساليانه، نزديك به 3000 ميليارد تومان به نرخ امروز به مترو تزريق كرده اند، معلوم نيست چرا بايد حقايق را به دليل مسائل سياسي تحريف كرد. بيش از 80 كيلومتر از خطوط فعلي و قطارهاي موجود در دولت هاي گذشته ساخته و به بهره برداري رسيده است. اگر مبلغي كه رئيس محترم جمهور اعلام مي كنند پرداخت شده است، پس چگونه 80 كيلومتر مترو ساخته شده است؟
وي درباره مصاحبه با روزنامه صبح امروز در سال 78 و تيتر و محتواي آن مصاحبه نيز نوشته است: «اگر فارغ از نزاع هاي سياسي و لوازم آن با نگاهي حاوي حداقل انصاف به موضوع نگريسته شود چه در زمان حاكميت اصلاح طلبي و چه در حاكميت اصولگرايي، مترو قرباني منحصر به فرد افراط گرايان و راديكال هاي هر دو جناح بوده است. البته خدا را شاكريم كه همواره عقلاي هر دو تفكر مانع از تخريب ها و موثر واقع شدن تندروي هاي بخش هاي راديكال براي جلوگيري از حضور نيروهاي معتدل شده اند. شايان ذكر است زماني كه اين موضوع در روزنامه هاي ايران، وطن امروز و سايت رجا نيوز نوشته شد لزومي براي روشنگري نبود ولي ورود كيهان به مسئله، شركت راه آهن شهري تهران و حومه(مترو) را وادار به پاسخگويي كرد».
آنچه در پاسخ مديرعامل مترو عمدا يا سهوا مغفول و بي پاسخ مانده، اظهارات ايشان در گفت وگو با روزنامه آقاي حجاريان است يعني شايعه سازي و ايجاد التهاب در افكار عمومي و محيط سياسي براي ستاندن پول و بودجه بيشتر! علي القاعده آقاي محسن هاشمي بايد نزد افكار عمومي اذعان بكنند كه اين شيوه، شيوه غيراخلاقي و ناپسندي است.
نكته ديگر كه عبرت آموز نيز هست اين كه، آقاي محسن هاشمي تلويحا روزنامه صبح امروز را به افراط گرايي و راديكال ها نسبت مي دهد اما توضيح نمي دهد كه طيف متبوع وي امروز پس از يك دهه، چرا دقيقا با همان راديكال ها و افراط گرايان پيوند خورده اند، چرا در انتخابات نامزد مشترك پيدا مي كنند و چرا براي سياسي و التهاب آميز كردن مسائل مترو با افراد همان مطبوعات راديكال و افراطي پيوند خورده اند و جوسازي هاي لازم براي مديريت مترو و عليه دولت را همان مطبوعات- كه جاي نشرياتي مانند صبح امروز و با همكاران همان روزنامه ها منتشر مي شوند- انجام مي دهند. به عبارت ديگر آيا نسبتي ميان مديريت مترو و مطبوعات غوغاسالار و باج بگير مدعي اصلاحات وجود دارد؟ به عبارت سوم، بالاخره قضاوت شما درباره نظاير روزنامه صبح امروز چيست؟ اگر آنها مترو را قرباني افراط گرايي مي كنند، چرا حامي علني شما هستند؟ و اگر قرباني نمي كنند و معتدل و حق طلب هستند، پس قضيه «ريزش مترو، ساختن شايعه و جوسازي» چيست؟!

باراك نمير بهار مياد! (خبر ويژه)

روزنامه انگليسي گاردين در واكنش به تهديدهاي گاه و بيگاه رژيم صهيونيستي مبني بر حمله به ايران، وضعيت رقت باري را براي اين رژيم و آمريكا در صورت تلافي ايران تصوير كرد.
گاردين با اشاره به برخي زمزمه هاي تكراري در اسرائيل كه بهار يا تابستان آينده را - طبق عادت چند سال گذشته!- به عنوان موعد احتمالي حمله به ايران معرفي مي كنند، نوشت: نتانياهو نخست وزير و ايهود باراك وزير جنگ اسرائيل بايد تصميم بگيرند كه آيا حاضرند ايران اتمي را تحمل كنند، هر چند كه حمله به ايران هم مي تواند براي منطقه و جهان خطرناك باشد. چنين اقدامي مي تواند منجر به حمله سنگين موشكي ايران و حزب الله لبنان و حماس به شهرها و پايگاه هاي نظامي اسرائيل بشود. همچنين ممكن است منجر به درگيري اسرائيل در غزه و لبنان و تبادل موشك هاي دوربرد شود. ممكن است شاهد باشيم كه ايراني ها اسرائيلي ها را در سراسر جهان هدف بگيرند. ممكن است شاهد بالا رفتن سرسام آور قيمت نفت بشويم كه بسياري را عليه اسرائيل با هم متحد مي كند و باعث مي شود كه ايران، آمريكا را در عراق و افغانستان و خليج فارس هدف قرار بدهد.
گاردين با بيان اينكه «اوباما نشان داده در عرصه بين المللي قادر به تصميم گيري قاطع نيست» مي پرسد: آيا اوباما حاضر مي شود به اسرائيل چراغ سبز نشان دهد و كريدور هوايي عراق را براي عبور هواپيماهاي اسرائيلي باز كند؟ آمريكا از اينكه به حمله نظامي برسد خوشش نمي آيد. اقدام نظامي آمريكا بعيد به نظر مي رسد. اوباما بين دو جنگ در سرزمين هاي مسلمانان گير كرده است، يكي جنگ در افغانستان كه به نظر مي رسد به پيروزي منجر نخواهد شد و ديگري جنگ در عراق كه انگار آنها ]عراقي ها[ بيشتر به ايران نزديكند. افكارعمومي هم از جنگ خسته شده است، هر جنگي كه مي خواهد باشد يك طنز تلخ در اينجا وجود دارد. احتمال دارد ايران و متحدانش به اهداف آمريكا حمله كنند، حتي اگر آمريكا در حمله به ايران دخالتي نداشته باشد. گاردين در تحليل خود تاكيد كرده است: معلوم است كه ايران با ديپلماسي، سرسختي و گاه وقت كشي، اورانيوم بيشتري را غني سازي مي كند و فشار آمريكا به جايي نمي رسد. ايران مثل گذشته با خنده پيش مي رود. احمدي نژاد و مقامات جمهوري اسلامي خوب مي دانند كه غرب تحريمي را كه نتيجه بخش باشد، به كار نخواهند گرفت.

سبز اموي: بسيج خوب است اگر به اسرائيل كاري نداشته باشد! (خبر ويژه)

ميرحسين موسوي با صدور بيانيه اي به بهانه سالگرد تأسيس بسيج، به حركت در روند سفسطه گري و فريب ادامه داد.
وي در اين بيانه نيز مانند رويه شناخته، ضمن ستايش از گذشته بسيج، تلاش كرد چهره اي سياه، ضدمردمي، جناحي و جيره خوار! از اين نهاد مردمي و انقلابي ترسيم كند. موسوي در ادامه دروغ بافي هايش كه دقيقاً كپي برداري از عمليات تخريبي و تروريستي محافل آمريكا و انگليس و ضدانقلابي عليه بسيج است ادعا كرد نيروهاي بسيجي در ازاي دستگير كردن مردم پاداش سرانه مي گيرند!
وي همچنين نوشت: بسيج سي سال پيش از اين همچون يك بوته گل و يك پارچه نور متولد شد. آيا اگر كسي رجعت به آن عهد نوراني و نخستين را بخواهد به انقلاب پشت كرده است و دست به براندازي نظام زده است؟ آيا اگر كسي بازگشت به نسخه اصيل انقلاب اسلامي را طلب كند، آيا اگر كسي خواستار آن اسلام ناب محمدي كه امام منادي و معرف آن بود باشد و از خرافه پرستي ها و قشري گري هايي كه با نام دين به مردم فروخته مي شود بيزاري بجويد، آيا اگر كسي اجراي بدون تنازل قانون اساسي را دنبال كند، آيا اگر كسي از وفاداري به عهدهاي ايماني و انساني بپرسد جز به دادگري فراخوانده است؟ آيا چنين كساني بايد در خيابان ها كتك بخورند، در زندان ها شكنجه ببينند و به حبس هاي طولاني مدت محكوم شوند؟ آيا اسلام و قرآن اجازه مي دهد مردمي كه با مسالمت حاكمانشان را به عدالت امر مي كنند كشته شوند؟
اين نامزد بي صداقت همچنين تلاش كرده با فرار به جلو و پنهان شدن پشت آيات قرآني، نسبت به فضاي فتنه اظهار نگراني كند. او در بخش ديگري از بيانيه با آب و تاب فراوان نوشت: بسيج چه بود و چه خواهد بود اگر به مسيري كه پيش رويش گذاشته شده است ادامه دهد؟ آن نيرويي كه يك زمان نماينده شجاعت ملت ما بود آيا اينك به كار گرفته شود تا ايرانيان را بترساند؟... كافي است مردم بترسند تا پاي قدرت ها به مرزهاي اين بوم باز شود. كافي است سمعه شجاعت اين ملت خدشه دار گردد و بيگانه در دلاوري و استواري آنان ترديد كند تا خواب هاي سي ساله تعبير شود. به دو كشور همسايه ما كه اينك در اشغال خارجي قرار دارد نگاه كنيد. در هر دو آنها نخست مردم ترسانده شدند و ترسيدند. ظاهراً قدرت ها با شعار آزادي بخشي به اين دو كشور قدم گذاشتند، در عين حال كه وقتي ابوغريب ها را به راه مي انداختند طمع خويش را در چهره هاي وحشت زده مردم پنهان نكردند. آنها با صراحتي كه بيشتر از آن ممكن نبود به مردم اين دو كشور مي گفتند شما همان هايي هستيد كه از صدام و طالبان وحشت داشتيد، پس اينك حق آن است كه از سلاح هاي رعب انگيزتر ما بيشتر بترسيد.
آقاي موسوي در بيانيه خود توضيح نمي دهد كه اگر جايگاه بسيج را والا و پرارزش مي داند، چرا در تجمعات غيرقانوني و ضدانقلابي تدارك شده توسط شخص وي، همزمان با خط زدن شعار مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسرائيل، شعار توپ تانك بسيجي ديگر اثر ندارد، سر داده شد؟ چرا بسيج به جيره خواري متهم مي شود در حالي كه مدعيان سبز اموي، رسماً و علناً تحت الحمايه- و بعضاً جيره خوار رسمي- رژيم مستكبر آمريكا هستند؟
ايشان همچنين بايد روشن كند كه اگر به منطق قرآني «فتنه» باور دارد در كدام جبهه ايستاده است، جبهه انقلاب به رهبري ولي فقيه يا جبهه دشمنان انقلاب به ولايت و سرپرستي شيطان بزرگ؟ آيا بي دليل است كه رئيس شيطان بزرگ، رفتار آقاي موسوي را شجاعانه و الهام بخش و شايسته حمايت معرفي مي كند؟ يعني سركرده شيطان بزرگ، مسلمان شده است؟! به راستي اگر اشغالگران عراق و افغانستان آن قدر چهره زشتي دارند كه در بيانيه موسوي بالاجبار و پس از 5 ماه سكوت اشارتي به آن رفته، چرا همان اشغالگران به امثال آقاي موسوي اميد بسته اند و چرا وي در بيانيه هاي قبلي خود از حمايت آنها تشكر مي كند؟! يعني گردانندگان گوانتانامو و ابوغريب شايسته تشكر ويژه آقاي موسوي بودند؟ اساساً كيست كه به دشمن اميد مي دهد و در او طمع ايجاد مي كند؟ بسيج يا فتنه سبز اموي؟

چرا وزارت نفت مرجع رسيدگي نباشد؟! (خبر ويژه)

طرح موسوم به كميسيون ملي انتخابات ضمن مغايرت آشكار با اصول قانون اساسي به دنبال دور زدن شوراي نگهبان و نهادهاي نظارتي قانوني است.
در اين طرح كه ظاهراً يكي از كانديداهاي ناكام انتخابات رياست جمهوري پي گير آن است، آمده است كه نظارت بر فرآيند اجرايي انتخابات برعهده كميسيون ملي انتخابات است. اين در حالي است كه اصل 99 قانون اساسي صراحتاً اعلام مي كند شوراي نگهبان نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبري، رياست جمهوري، مجلس شوراي اسلامي و مراجعه به آراي عمومي و همه پرسي را برعهده دارد.
اما به رغم اين تصريح قانوني، طراحان طرح موسوم به كميسيون ملي انتخابات در ماده چهار آن شوراي نگهبان را دور زده و نوشته اند: در صورتي كه شوراي نگهبان، مستندات و دلايل كميسيون را نپذيرد اما كميسيون همچنان با تكيه بر مستندات مربوطه بر وقوع تخلف اصرار كند در اين حالت جهت حل اختلاف، دوراه حل پيشنهاد مي شود: الف- به مجمع تشخيص مصلحت نظام ارجاع خواهد شد. راي مجمع تشخيص، قطعي خواهد بود. ب- به كميته ويژه اي كه شش نفر از اعضاي كميسيون در آن حضور دارند و رياست آن هم برعهده يكي از اعضاي مجمع تشخيص خواهد بود ارجاع مي شود. راي كميته مذكور، قطعي خواهد بود!
گفتني است اين طرح علاوه بر آن كه با نص صريح قانون اساسي در تضاد است، به لحاظ حقوقي نيز بسيار ناشيانه و با نگاهي دم دستي تنظيم شده است. تا آنجا كه به نظر مي رسد اگر ارائه كننده اين طرح به جاي عضويت در مجمع تشخيص مصلحت نظام، كارمند مثلاً وزارت نفت بود، مرجع رسيدگي به اختلافات احتمالي را وزارت نفت! معرفي مي كرد!
از سوي ديگر بسيار بعيد به نظر مي رسد كه ارائه كننده اين به اصطلاح طرح! از تضاد پيشنهاد خود با قانون اساسي و غير عملي بودن آن بي خبر باشد، بنابراين، به نظر مي رسد كه بايد انگيزه اصلي ايشان از ارائه اين پيشنهاد دم دستي را در جاي ديگري جستجو كرد. كجا؟!...

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت   توسط قطره  | 


گفت: تازه چه خبر؟!
گفتم: جرج بوش رئيس جمهور سابق آمريكا با صراحت اعلام كرده است كه اصلاح طلبان در ايران در خط مقدم جبهه آمريكا عليه جمهوري اسلامي ايران قرار دارند.
گفت: حالا كه همه متوجه شده اند، اعتراف مي كند؟!
گفتم: موسوي و خاتمي را بگو كه حمايت ايران از فلسطين را كه در جبهه مقدم كشورهاي اسلامي با اسرائيل درگير است، برنمي تابند و به آن اعتراض مي كنند، اما خودشان در خط مقدم جبهه آمريكا عليه كشورشان دست به آشوب مي زنند و آدم مي كشند و...
گفت: جرج بوش ضمن تاكيد بر ادامه حمايت آمريكا از اصلاح طلبان از اين كه در آشوب هاي اخير ناموفق بوده اند و در ابتدا اطلاعات غلطي درباره موفقيت آنها داده شده بود، گلايه كرده است.
گفتم: يارو با خوشحالي به دوستش گفت، بالاخره بعد از 2 سال اين «پازل» را حل كردم. دوستش گفت؛ ولي 2 سال براي حل اين پازل خيلي زياده! و يارو جواب داد؛ نه بابا! تازه روي جعبه اش نوشته، 7 تا 10 سال!!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت   توسط قطره  | 

 
 
جرج بوش در مراسم افتتاح «بنياد بوش»، اصلاح طلبان را خط مقدم آمريكا خواند و گفت چشم اميد آنها به ماست.
دانشگاه دالاس در ايالت تگزاس ديروز مهمان رئيس جمهور سابق آمريكا بود. «جرج بوش» كه براي افتتاح «بنياد بوش» به اين دانشگاه رفته بود، در يك سخنراني پرشور، اصلاح طلبان ايران را خط مقدم آمريكا خواند و افزود: آنها با چالش هاي فراواني روبرو هستند و چشم اميدشان به ماست.
بوش كه در زمان حكومت خود با راه اندازي دو جنگ (افغانستان و عراق) جان صدها هزار تن را گرفت، اعلام كرد: اصلاح طلبان و ناراضيان سياسي منتظر حمايت و رمق گرفتن هستند و به آنها وعده داد آمريكا از آزادي آنها در برابر ديكتاتورها پشتيباني خواهد كرد.
بوش به ديدارهاي خود و همسرش «لورا» با عناصر اپوزيسيون به نام آنچه او «فعالان دموكراسي»، «مدافعان آزادي مذاهب» و «خانواده زندانيان سياسي» مي خواند، اشاره و خط مشي و هدف بنياد جديدالتأسيس بوش را نيز در همين راستا عنوان كرد. بوش در اين زمينه گفت: «آمريكا پشتيبان آزادي كه آنها به سختي و همزمان با تنگ شدن عرصه توسط ديكتاتورها به دست آورده اند خواهد بود. من و همسرم لورا در طول دوران رياست جمهوري ام با فعالان دموكراسي، مدافعان آزادي مذاهب و خانواده زندانيان سياسي ديدار كرديم. بنياد بوش به اين راه ادامه خواهد داد. من از تمام فعالان سياسي در سراسر جهان حمايت خواهم كرد.»
سخنان بوش نشان داد اين بنياد مدت ها پيش از اين مراسم كار خود را آغاز كرده است چرا كه وي از تماس و توافق با برخي چهره ها و احزاب سياسي اپوزيسيون در سراسر جهان خبر داد و در مورد ايران اختصاصاً از محسن سازگارا نام برد و گفت قرار است افرادي مانند سازگارا در تهيه بسته اي به نام «آزادي» به بنياد بوش كمك كنند. وي در تشريح ماهيت «بسته آزادي» آن را شامل اسناد و تاريخچه مبارزات سياسي خواند كه به صورت ويديويي درخواهد آمد. بوش اضافه كرد اين بسته براي ناراضيان سياسي، مبلغان زيرزميني و زندانيان سياسي ارسال خواهد شد تا آنها را ياري كند و اين پيام را به گوش شان برساند كه آمريكا با شما همراه بوده و از شما حمايت خواهد كرد.
سخنراني بوش در حالي انجام مي شد كه تصويري از چند دختر ايراني در آشوب هاي اخير به همراه واژه «آزادي» در پشت سر وي خودنمايي مي كرد.
البته اين نخستين بار نيست كه بوش به صراحت از اصلاح طلبان حمايت مي كند. اولين حمايت بي پرده او از اپوزيسيون جمهوري اسلامي ايران به 12 جولاي 2001 برمي گردد كه در بيانيه اي رسمي اعلام شده بود.
مورد بعدي كه بسيار جنجال آميز هم شد به سخنراني بوش در 5 ژانويه 2008 برمي گردد. او كه در تدارك سفر به خاورميانه بود گفت: «صبح بخير، سه شنبه من سوار بر هواپيماي رياست جمهوري عازم سفري به خاورميانه هستم... در اين سفر با شركاي خود درباره نبرد عليه تروريست ها و تندروها مشورت خواهم كرد. آنها سپرشان را زمين نمي گذارند پس ما هم نبايد بگذاريم. اين تنها يك نبرد نظامي نيست، مذهبي هم هست! سپس آمريكا باز هم در اين منطقه حضور خواهد داشت. ما از دموكرات ها و اصلاح طلبان از بيرون و بغداد تا دمشق و تهران حمايت خواهيم كرد و در كنار آنها خواهيم ايستاد».
پس از اين نطق راديويي، رهبر انقلاب طي سخناني در جمع مردم قم به مناسبت 19 دي در واكنش به اين سخنان بوش اعلام كردند: «هم مردم و هم آن دسته اي كه رئيس جمهور آمريكا از آن اعلام حمايت كرده است بايد فكر كنند كه چرا آمريكا مي خواهد از آن دسته حمايت كند و از آن دسته چه نقصي داشته كه آمريكا را به فكر حمايت از آن انداخته است. حمايت آمريكا از هر كسي در ايران يك ننگ است. گروه ها و افراد سياسي علاوه بر متمايز كردن مرز خود با دشمن، بايد مرز خود را با مزدوران، نوكران و افرادي كه در خدمت دشمن هستند نيز مشخص كنند».
البته بوش حق دارد با چنين صراحتي از اصلاح طلبان حمايت كند. او يك بار دستاوردهاي شيرين همكاري با آنها را چشيده و از آن به عنوان «نتايج دلگرم كننده» ياد مي كند. آذرماه سال گذشته بوش در موسسه بروكينگز با حسرت گفته بود: «ايران هسته اي را تحمل نخواهيم كرد. ما قبل از آنكه احمدي نژاد بر سر كار بيايد، داشتيم به نتايج دلگرم كننده اي در خصوص موضوع هسته اي ايران مي رسيديم، چون آنها با توقف غني سازي موافقت كرده بودند. متاسفانه پس از انتخابات رئيس جمهور احمدي نژاد، ايران مسير برعكسي را برگزيد و اعلام كرد بار ديگر به غني سازي دست مي زند».

 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت   توسط قطره  | 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت   توسط قطره  | 

جزييات حمله قمه به‌دست‌هاي حامي موسوي به خودروي نماينده تهران

نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي كه روز 13 آبان هدف حمله عده‌اي با چوب، قمه و چماق قرار گرفت، گفت وقتي من در اين سطح پايين اهميت باشم و چنين هدف حمله قرار بگيرم، آنگاه افراد سياسي عالي‌رتبه چه ضمانت امنيتي دارند؟

دكتر سيد عليرضا مرندي در گفت‌وگو با خبرنگار ما با بيان اينكه فردي دانشگاهي است و به نوكري نظام افتخار مي‌كند، با تشريح حمله‌اي كه روز چهارشنبه به خودروي وي صورت گرفت، تأكيد كرد: اين افراد با خودروي من چه كار دارند، اگر ايراد سياسي دارند، اين راهش نيست، اين اقدامات توحش است، اين در حالي است كه افراد داراي نمادهاي سبز مدعي مدنيت هستند.

اين نماينده مجلس افزود: مسئولان و سركردگان قوم سبز بايد بگويند از اين نظام و مردم چه مي‌خواهند، اگر آن‌ها اين حركات طرفداران خود را قبول ندارند، چرا اعلام نمي‌كنند، چرا در سايت‌هايشان اطلاعيه نمي‌دهند و از اين افراد تبري نمي‌جويند. اگر هم اين حركات را قبول دارند، بايد پرسيد از چه مدنيتي دم مي‌زنند؟

مرندي با بيان اينكه چنين اقداماتي در كشور بي‌سابقه است، افزود: سركردگان اين جريان در برابر خدا و نظام مسئول هستند و در برابر امامي كه روزي قبولش داشتند و معلوم نيست امروز هم قبول داشته باشند، مسئولند. ادامه اين وضع نگران‌كننده است.

وي هشدار داد: ادامه اين توحش مي‌تواند كشور را بي‌ثبات جلوه دهد و اين همان خواست دشمنان ماست.

روز 13 آبان پس از آنكه جلسه علني مجلس شوراي اسلامي تعطيل شد تا نمايندگان براي حضور در مراسم يوم‌الله ‏13‏ ابان در جمع مردم حاضر شوند، مرندي هم با خودرو قصد داشت خود را به مقابل لانه جاسوسي سابق امريكا در خيابان طالقاني برساند اما به دليل سنگين بودن ترافيك اين نماينده مجلس نتوانست خود را به مراسم برساند براي همين تصميم گرفت به محل كار خود برود.

مطب دكتر مرندي در خيابان ميرزاي شيرازي بين استاد مطهري و پل كريم‌خان واقع است، راننده خودرو قصد داشت از خيابان سرافراز وارد خيابان مطهري شود كه نزديك تقاطع اين دو خيابان، عده‌اي به خودرو حمله مي‌كنند.

مرندي گفت: به اين خاطر كه متوجه شدم، چند نفري در مسير شناسايي‌ام كرده‌اند، سر به زير داشتم تا حتي‌المقدور در ادامه مسير شناسايي نشوم، جايي دوباره كسي نام مرا صدا زد و پس از آن حمله شروع شد. راننده گفت مهاجمان حدود 20‏ نفر بودند.

به گفته وي اگرچه عده‌اي هم بودند كه از مهاجمان مي‌خواستند دست از اين حمله بردارند اما يا مي‌ترسيدند يا از توان‌شان خارج بود كه جلوي آنها را بگيرند.

اين نماينده مجلس اظهار داشت: پس از خاتمه حمله، آثار اجسام برنده و سنگين بر روي خودرو مشهود بود. راننده گفت افرادي را مشاهده كرده كه چاقو و قمه به دست داشته‌اند و بر اثر اين حملات روي سقف خودرو، حدود ‏15‏ نقطه سوراخ شده و كاملاً فرو رفته است. همين اتفاق براي صندوق عقب افتاده و درهاي خودرو هم با اين اجسام آسيب ديده است.

مرندي افزود: افراد مهاجم مرتباً شعارهايي همچون مرگ بر حكومت ديني، راه موسوي ادامه دارد، مرگ بر ديكتاتور و امثال اين‌ها سر مي‌دادند و به رييس‌جمهور هم اهانت كردند. آنها همچنين خطاب به بنده مي‌گفتند مرگ بر ديكتاتور.

وي ادامه داد: در اين جريان، راننده خودرو هم تلاش كرد با اظهار اينكه خودرو شخصي و متعلق به اوست، از ادامه حمله مهاجمان جلوگيري كند اما اين تدبير هم كارگر نيفتاد.

اين نماينده مجلس گفت: پس از مدتي كه از حمله گذشت، تعدادي از موتورسيكلت‌سواران با لباس نظامي آمدند و دور خودرو را گرفتند و گفتند مسير را باز و ما را اسكورت مي‌كنند اما اين امر چند ثانيه‌اي بيشتر طول نكشيد و شايد به خاطر مأموريت مهم‌تري ما را ترك كردند. پس از آنكه آنها رفتند، دوباره حمله شروع شد و به خاطر شكسته شدن شيشه‌ها هر كسي مي‌توانست سر خود را داخل خودرو كند، عده‌اي هم بودند كه از اين جريان فيلم‌برداري كردند و خودرو را به ديگران نشان مي‌دادند.

دكتر مرندي با بيان اينكه پس از اين جريانات از رفتن به مطب خود منصرف شدم و راه منزل را در پيش گرفتم، اظهار داشت: در بزرگراه مدرس هم يكي دو خودرو به تعقيب ما پرداختند و با نزديك شدن به خودرو شعارهايي مي‌دادند اما نهايتاً نزديك به بزرگراه صدر ما را ترك كردند.

وي با اشاره به ميرحسين موسوي و مهدي كروبي تصريح كرد: اين آقايان بايد در درجه اول موضع خود را براي ملت و دنيا مشخص كنند و بگويند آيا ولايت فقيه را قبول دارند و زير پرچم ولايت امر مي‌آيند تا آشوب‌ها ختم شود يا خير، در صورتي كه چنين موضعي نداشته باشند، آنگاه دولت تكليف نابساماني‌ها را مشخص خواهد كرد

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت   توسط قطره  | 

روز مبادا
وقتي تو نيستي
نه هست هاي ما
چونانكه بايدند
نه بايدها...
مثل هميشه آخر حرفم
و حرف آخرم را
با بغض مي خورم
عمري است
لبخندهاي لاغر خود را
در دل ذخيره مي كنم:
باشد براي روز مبادا!
اما
در صفحه هاي تقويم
روزي به نام روز مبادا نيست
آن روز هر چه باشد
روزي شبيه ديروز
روزي شبيه فردا
روزي درست مثل همين روزهاي ماست
اما كسي چه مي داند؟
شايد
امروز نيز روز مبادا
باشد!
¤
وقتي تو نيستي
نه هست هاي ما
چونانكه بايدند
نه بايدها...
هر روز بي تو
روز مباداست!
مرحوم قيصر امين پور

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت   توسط قطره  | 



باز كن پنجره را بوي رضا مي آيد
بوي تسليم و رضا از همه جا مي آيد
باز كن پنجره را بوي كسي مي آيد
كه از انفاس خوشش بوي خدا مي آيد
باز كن پنجره و فوج ملائك را بين
كه به پابوسيش از اوج سما مي آيد
يارب اين بارگه كيست كه از بام و درش
بوي گل، بوي صفا، بوي خدا مي آيد
تربت كيست در اينجا كه ز هر ذره آن
بوي محبوب شه كرب وبلا مي آيد
مشهد كيست در اينجا كه ز هر گوشه آن
عطر پاك گل سرخ شهدا مي آيد
مرقد ضامن آهوست، مگر كز حرمش
بوي معصومه ز قم بر دل ما مي آيد؟
زار و بيمار غم اويم و مي بينم، نك
كه طبيب دلم از دار شفا مي آيد
اي رضا جان، منم آن كفتر وحشي غريب
كه به طوف حرمت با رفقا مي آيد
گر غريبيم و حقيريم، ولي مي شنوم
كه خوشامد ز غريب الغربا مي آيد


ابوالفضل فيروزي(ني نوا)

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت   توسط قطره  |